شیشه ای

خرید بک لینک
قرصا ، دیگه گرد نیستند
و از آن میان
هیــــــــچ توهمی برنمی خیزد ...
تنها بی خوابی های شبانه اش مرا مانده است
و تشنگی های بعد از آن ...

معده ...
دیگر الکل نمی پذیرد
روح، بال و پر شکسته است
و ذهن ... تسمه تایم دریده است
چه میدانستی؟
اینچنین خنجر کشیده اند
که نای تکان خوردنم نیست

باریک شده اند
اندامش
گود رفته اند
چشمانش
و میلرزند ... میلرزند ...
دستانش
امان از دستانش
قول داده بود که آواز بخواند
بریده بریده است
صدایش ...

+این قلم که برخیزد، تا شکستن انگشتان از پا نمی نشیند...

شیشه ای...

ما را در سایت شیشه ای دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36

صفحه بندی